خرید بک لینک

درباره سایت

بسمه تعالی...در پی آرامش

امکانات وب

مقدمه..توبخواب من تمام شبهای باتوبودن را باید بیدارباشم...هرشب هزاران بوسه نذرت کرده ام ....من میبوسمت وخدا می شمارد...یک ....دو....سه...

آخرین مریض روهم داخل فرستادم وبالبخند همیشگی ام بدرقه اش کردم خداخدا می کردم دیگه مریضی نیاد واقعا خسته وکوفته بودم واحتیاج به استراحت داشتم..مریض آخر ی ربع بعد خارج شد وخداحافظی کرد از پشت میز بلند شدم و به در اتاق دکتررسیدم تقه ای به در زدم که صدای مهربونش روشنیدم:بیا تو دخترم .دروباز کردم وسرمو داخل بردم:دکترایشون آخرین مریض بودن خسته نباشید....دکترعینکشو دراورد وبا دست چشماشو مالش داد:سلامت باشی سوداجان الان میام که بریم ...

برچسب: تعالیدر, نویسنده: آروین صفری تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 21:56

صفحه بندی